بریتانیا دیگر یک قدرت جهانی قادر به اقدام مستقل نیست: بحران ملی شدن نفت انگلیس- ایران (Anglo – Iranian) به عنوان نمونه‌ای که بریتانیا می‌بایست از آن در بحران کانال سوئز 1956 درس می‌گرفت

بریتانیا دیگر یک قدرت جهانی قادر به اقدام مستقل نیست: بحران ملی شدن نفت انگلیس- ایران (Anglo – Iranian) به عنوان نمونه‌ای که بریتانیا می‌بایست از آن در بحران کانال سوئز 1956 درس می‌گرفت

من از بنجامین دیزرایلی، نخست‌وزیر محافظه‌کار نقل می‌کنم که «دولت‌ها بیش‌تر قوانین خود را در فایل‌های به‌جامانده از پیشینیانشان می‌یابند.» ۲۴ بذر سیاست دولت محافظه‌کار در قبال ایران و حفظ منافع بریتانیا در ارتباط با شرکت نفت ایران و انگلیس، همان‌طور که بعداً در این مقاله نشان داده خواهد شد، در واقع در دوران حضور حزب کارگر در قدرت کاشته شد.

یک معاون وزیر که امور اقتصادی را نظارت می‌کرد، ای. ای. برتود، در ژوئن ۱۹۵۱ درباره بحران شرکت نفت ایران و انگلیس با آن. ک. س. لمبتون، مدرس زبان فارسی در مدرسه مطالعات شرقی و آفریقایی دانشگاه لندن، گفت‌وگو کرد. در دوران جنگ، آن لمبتون به‌عنوان وابسته مطبوعاتی در سفارت بریتانیا در تهران خدمت می‌کرد. از آنجا که او مدت طولانی در ایران حضور داشت و زبان و ذهنیت مردم ایران را بهتر از دیگر مقامات بریتانیایی می‌شناخت، از دید برتود، او مرجعی معتبر در امور ایران محسوب می‌شد. ۲۵

طبق یادداشت ای. ای. برتهود:

خانم لمبتون بر این باور بود که امکان تعامل با مصدق وجود ندارد. او اهمیت قائل شدن برای مصالحه با او را تنها به حد لازم برای حفظ نظم در جنوب ایران می‌دانست. خانم لمبتون معتقد بود که امکان تضعیف موقعیت مصدق از طریق «روش‌های مخفی» وجود دارد. یکی از راه‌های انجام این کار، دلگرم کردن بخش بزرگی از ایرانیان بود که از خطر متهم شدن به خیانت می‌ترسیدند، اما مفهوم منافع ملی ایران در نظر آن‌ها با دیدگاه بریتانیا همسو بود. او بر این باور بود که ممکن است از طریق افسر روابط عمومی در سفارت بریتانیا در تهران، به‌تدریج افکار عمومی تغییر کند و فرصتی برای ایرانیان باهوش و طرفدار بریتانیا فراهم شود تا علیه مصدق اظهار نظر کنند. ۲۶

در یادداشت دیگری، برتود نوشت:

«خانم لمبتون احساس می‌کند بدون یک کارزار بر اساس خطوط فوق، ایجاد فضای لازم در تهران برای تغییر رژیم ممکن نیست. ۲۷ با تلاش‌های محتاطانه بریتانیایی‌ها، امکان همکاری با ایرانیانی که مطمئن بودند برنامه ملی‌سازی مصدق تنها به خودکشی اقتصادی ملی خواهد انجامید، وجود دارد.» ۲۸

برتهود در بخش پایانی یکی از یادداشت‌هایش نوشت: «آنچه خانم لمبتون پیشنهاد می‌کرد در واقع یک برنامه روابط عمومی و آموزشی بود که او تأسف می‌خورد که شرکت خود آن را اجرا نکرده است.» دوباره طبق یادداشت برتود، «خانم لمبتون پیشنهاد کرد رابین زاهر، مدرس زبان فارسی (و بعداً استاد ادیان شرقی) در آکسفورد، «مرد ایده‌آل» برای هدایت کارزار مخفی طرفدار بریتانیا خواهد بود.»

علاوه بر احترام علمی، و اینکه او مرجع معتبری در سیاست ایران بود، نظرات آن لمبتون برای وزارت امور خارجه بسیار ارزشمند تلقی می‌شود.

مشابه آن لمبتون، رابین زاهر معتقد بود که سفارت بریتانیا در تهران می‌تواند نقش کلیدی در تغییر تدریجی افکار عمومی علیه نخست‌وزیر ایران، دکتر محمد مصدق، ایفا کند. زاهر پیش‌تر در عملیات‌های مخفی و تبلیغاتی در ایران موفقیت‌آمیز عمل کرده بود. در سال ۱۹۴۴، زمانی که تهدید جدی از سوی اتحاد جماهیر شوروی وجود داشت که ممکن بود استان آذربایجان ایران را اشغال کنند، او افکار عمومی ایران را علیه نفوذ شوروی بسیج کرد.

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!