راهبردهای محفل نخبگان سیاسی امپرالیستی برای محافظت از قدرت و منافع بریتانیا در فرایند استعمارزدایی امپراتوری بریتانیا پس از جنگ جهانی دوم
ب: مسئله فلسطین به سازمان ملل سپرده شد.
ج: اعلام شد که کمکهای بریتانیا به یونان و ترکیه باید متوقف شود.
این اقدامات توسط آمریکاییها به عنوان نشانهای از کاهش اراده امپریالیستی یا به عبارت دیگر کاهش توان و منابع امپراتوری تلقی شد — برداشت دوم با اشارههای بریتانیا مبنی بر این که اروپای از نظر اقتصادی ویرانشده هرگز قادر به مقاومت در برابر کمونیسم نخواهد بود، تقویت شد. واکنش ایالات متحده نیز به خوبی شناخته شده است: اعلامیه دکترین ترومن که حمایت از دولتهای دوست در معرض تهدید را تضمین میکرد، و پذیرفتن مسئولیتهای بریتانیا نسبت به یونان و ترکیه توسط آمریکاییها که به سرعت با اعلام طرح کمک مارشال برای بازسازی اقتصادی دنبال شد.
اروین بیوین همچنین در یادداشت ۴ ژانویه ۱۹۴۸ خود افزود: «کمک مادی عمدتاً باید از ایالات متحده بیاید، اما کشورهای اروپای غربی که ارزشهای معنوی آمریکا را تحقیر میکنند، به ما برای رهبری سیاسی و راهنمایی اخلاقی و کمک در ایجاد جاذبهای مقابلهای با آموزههای شوم کمونیسم در مرزهای خود و بازسازی جامعه سالم هر کجا که توسط جنگ تضعیف یا ویران شده است، نگاه خواهند کرد. من معتقدم منابع لازم برای انجام این کار را در اختیار داریم.» ۴۴
در پاراگراف پایانی، او گفت: «به شرط آنکه بتوانیم یک سیستم اروپای غربی سازماندهی کنیم، با حمایت قدرت و منابع کشورهای مشترکالمنافع و آمریکاییها، باید بتوانیم قدرت و نفوذ خود را به سطحی برسانیم که با ایالات متحده آمریکا برابری کند.» ۴۵
در واقع، ایده چرچیلی بریتانیا که در مرکز سه حلقه متداخل قرار دارد: حلقه آتلانتیک، کشورهای مشترکالمنافع و اروپای غربی همیشه توسط بیوین نیز پذیرفته شده بود. «دیدگاه بیوین کاملاً آتلانتیکی بود و هرگونه علاقهای که ممکن است به اتحاد اروپایی نشان داده باشد، از اعتقاد او به ضرورت به دست آوردن تعهد آمریکایی ناشی میشد. تمام شواهد موجود نشان میدهد که از ابتدا سیاست او به این هدف شکل گرفته بود.» ۴۶
اعتقاد ارنست بیوین به اینکه بریتانیا باید همچنان یک قدرت بزرگ باقی بماند، اینگونه بیان شد:
«دولت اعلیحضرت نظر… را نمیپذیرد که ما دیگر یک قدرت بزرگ نیستیم، یا این ادعا که نقش خود را متوقف کردهایم.


