نخبگان سیاسی امپریالیستی محافظه‌کار و نقش محفل حاکم در فرایند استعمارزدایی امپراتوری بریتانیا

نخبگان سیاسی امپریالیستی محافظه‌کار و نقش محفل حاکم در فرایند استعمارزدایی امپراتوری بریتانیا

برای تصمیم‌گیرندگان امپریالیستیِ دولت جدید در بریتانیا، اعطای استقلال کامل ملی به مستعمرات آفریقایی فرایندی بسیار پیچیده‌تر از مستعمرات آسیایی به‌شمار می‌رفت. جامعهٔ آفریقا به‌شدت بر اساس خطوط قبیله‌ای دچار پراکندگی و چندپارگی بود. برای نمونه، در کنیا حدود ۱۱۰ واحد اداری بومیِ جداگانه وجود داشت که بریتانیا ناگزیر به رسمیت شناختن آن‌ها شده بود. اقوام آشانتی و گا در ساحل طلا، کیکویو و لوئو در کنیا، و باگاندا در اوگاندا، همگی سرزمین‌های خود را با گروه‌های قومی کم‌جمعیت‌تر یا کمتر توسعه‌یافته‌تر سهیم بودند. خصومتی که این گروه‌ها نسبت به یکدیگر احساس می‌کردند، مانعی جدی بر سر راه مذاکرات مؤثر و شکل‌گیری دولت‌های باثبات بود، به‌ویژه در کنیا و اوگاندا.

علاوه بر این، تفاوت‌های زبانی میان قبایل آفریقایی مانع دیگری در مسیر استقلال این کشورها به‌شمار می‌رفت. برآورد می‌شد که در مجموع حدود ۴۰۰ زبان مختلف در آفریقای استواییِ تحت حاکمیت بریتانیا رایج باشد که بسیاری از آن‌ها خود به گویش‌های متعددی تقسیم می‌شدند. از دیگر عوامل تفرقه‌افکن، آموزش آموزه‌های اسلامی، پروتستانی و کاتولیکی به قبایل آفریقایی در قرن نوزدهم بود، و همچنین تعیین مرزهای سرزمینی از سوی اروپاییان که غالباً بدون توجه به ساختارهای قبیله‌ای صورت گرفته بود. افزون بر تمامی این مشکلات، نخبگان سیاسی بریتانیا ـ چه در دوره دولت‌های کارگری و چه در دوره دولت‌های محافظه‌کار ـ نسبت به مشروعیت رهبران ملی‌گرا در آفریقا با دیده تردید می‌نگریستند.

همان‌گونه که نخست‌وزیر محافظه‌کار، بنیامین دیزرائیلی، یک‌بار گفته بود: «دولت‌ها بیشتر قوانین خود را از پرونده‌های پیشینیان خود استخراج می‌کنند.» این گزاره دقیقاً در مورد فرایند استعمارزدایی تحت دولت‌های محافظه‌کار ۱۹۵۱ تا ۱۹۶۳ و حفاظت از قدرت و منافع بریتانیا در تحول همسود مدرن صدق می‌کرد.۱

اگر به مسئله هند و نقش حزب کارگر نگاهی کوتاه داشته باشیم، پس از جنگ اختلاف چندانی میان دولت کارگر و محافظه‌کاران در اجرای برنامهٔ استقلال و استعمارزدایی هند وجود نداشت. در واقع، لرد هالیفاکس، وزیر امور خارجه در کابینه جنگ چرچیل، دیدگاه‌های آتلی درباره بحران هند را با نخبگان امپریالیستی محافظه‌کاران به اشتراک گذاشت و توضیح داد که «حزب کارگر نمی‌تواند مسئولیت وضعیت بحرانی فعلی را بر عهده گیرد و این بحران‌ها ناشی از توافق‌های پیشین، جنگ و تنش‌های داخلی هند است.»۲

از دیگر محافظه‌کاران برجسته که در دوران اپوزیسیون دیدگاهی معتدل داشت، می‌توان به آر. اِی. باتلر اشاره کرد. دیدگاه‌های لرد هالیفاکس تأثیر بسزایی در مجلس اعیان گذاشت. طنز ماجرا این است که یکی از مخالفان استعمارزدایی در حزب محافظه‌کار، لرد تمپل‌وود (وزیر هند در دهه ۱۹۳۰، همانند ساموئل هوآر)، که در ابتدا به‌شدت با اعطای استقلال به هند مخالف بود، نهایتاً رأی عدم اعتماد خود را پس گرفت و رضایت خود را اعلام کرد.

علاوه بر این، در سال ۱۹۴۲، چرچیل بود که خزانه‌دار کارگر، سر استافورد کریپس، را به هند فرستاد تا مأموریتی را برای آماده‌سازی راهی به‌منظور پیشرفت‌های قانونی و اساسی هدایت کند. در ادامه این مقاله روشن خواهد شد که چرا چرچیل به تغییر نظر رسید و از همان سال ۱۹۴۲ آماده بود درباره استقلال مستعمرات گفتگو کند. حتی درباره وضعیت هند پس از استقلال نیز، نخست‌وزیران کلمنت آتلی و چرچیل دیدگاهی مشترک داشتند: هند باید متقاعد شود که در همسود باقی بماند. این امر در نامه‌ای که آتلی به پادشاه ارسال کرده بود، روشن شده است؛ پادشاه که علاقه زیادی به مذاکرات هندی داشت، کاملاً با دیدگاه آتلی موافق بود و معتقد بود باید راهی یافت تا وضعیت جمهوری هند جدید با عضویت در همسود سازگار شود.

در نامه‌ای که آتلی به پادشاه نوشت، آمده است: «… آقای چرچیل نظر شخصی خود را چنین بیان کرد که حفظ هند در همسود از اهمیت بالایی برخوردار است. در حالی که به‌طور کامل با اهمیت تقویت پیوند وفاداری به تاج و تخت موافق بود، معتقد بود که باید امکان حفظ هند به‌صورت جمهوری در چارچوب همسود وجود داشته باشد.» ۳

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!