۱۹۴۸: دولت کارگر بریتانیا و آغاز چرخه‌ی بحرانِ شرکت نفت انگلیس–ایران.

۱۹۴۸: دولت کارگر بریتانیا و آغاز چرخه‌ی بحرانِ شرکت نفت انگلیس–ایران.

برای بریتانیا حیاتی بود که هنگامی خود را با آمریکایی‌ها حفظ کند، از بروز اختلافات جلوگیری نماید و مانع از آن شود که ایران دو کشور را در برابر یکدیگر قرار دهد. بوین نگران بود که ایران با بهره‌گیری از اختلافات موجود، آمریکا را علیه بریتانیا تحریک کند.24 در صورتی که ایران موفق به اجرای چنین تاکتیکی می‌شد، کل راهبر بریتانیا در خاورمیانه تضعیف می‌گردید. از نگاه بوین، همکاری انگلستان و آمریکا تنها را خنثی‌سازی سیاست ایران بود که می‌کوشید این دو قدرت را به رویارویی بکشاند.25

از منظر بریتانیا، ایران همواره در حال افزایش خواسته‌ها و تغییر شروط خود بود ـــ رویکردی که بوین آن را «شیوه چانه‌زنی بازار» توصیف کرد. با وجود وابستگی ایران به درآمدهای نفتی، دولت ایران استدلال می‌کرد که شرکت نفت انگلیس – ایران نیز به همکاری با حکومت ایران به همان اندازه نیازمند است. در تابستان 1950، نخست وزیر وقت ایران، حاجعلی رزم‌آرا، هشدار داد: «ایران می‌تواند برای بریتانیا مشکلات فراوانی ایجاد کند، اگر آنان همکاری نکنند».26

در اواخر تابستان 1950، ارنست بوین، در راستای تلاش برای بهره‌گیری از نقش ایالات متحده در بحران شرکت نفت انگلیس – ایران و جلوگیری از آنکه ایران بتواند آمریکت را در برابر بریتانیا قرار دهد، طرحی را مطرح کرد که بر اساس آن، یک وام مشترک انگلیسی- آمریکایی به ایران اعطا شود، مشروط بر اینکه ایران موافقت‌نامه تکمیلی را تصویب کند.27 با این حال، ایالات متحده با این طرح موافقت نکرد. از دیدگاه آمریکاییها، «این طرح به نفع هیچیک از کشورهای درگیر نخواهد بود». آمریکایی‌ها بر این باور بودند که از آنجا که دولت بریتانیا مالکیت اکثریتی در شرکت نفت انگلیس-ایران دارد، کنترل این شرکت نیز باید در دست بریتانیا باقی بماند5. بوین تلاش کرد شرکت نفت انگلیس-ایران را متقاعد کند که امتیازاتی به ایران بدهد و «چیزی برای ارائه پیدا کند». اما این شرکت از پذیرش درخواست بوین سرباز زد و استدلال کرد که «یافتن امتیازی که مورد پذیرش ایرانیان باشد، دشوار است».28

در ماه مه 1951، بلافاصله پس از آنکه شاه محمد مصدق را به عنوان نخستوزیر منصوب کرد، دکتر مصدق استاندار استان خوزستان را به دفتر مرکزی شرکت نفت انگلیس-ایران در خرمشهر اعزام نمود. استاندار، همراه با جمعیتی، اعلام کرد که نفت ملیسازی شده است. مصدق در مسئله امپریالیسم بریتانیا موضعی قاطعانه در پیش گرفته بود.

“او به یک ایده واحد، یعنی ملیسازی نفت و برچیدن تأثیرات مضر آنچه که شرکت نفت از نظر وی بر ایران تحمیل کرده بود، دچار وسواس شده بود.29” این مطلب را سر فرانسیس شپرد در یکی از گزارش‌های خود از تهران به وزارت امور خارجه ارسال کرد.

دولت بریتانیا خشم خود را به اینگونه ابراز کرد:

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!