۱۹۴۸: دولت کارگر بریتانیا و آغاز چرخه‌ی بحرانِ شرکت نفت انگلیس–ایران.

۱۹۴۸: دولت کارگر بریتانیا و آغاز چرخه‌ی بحرانِ شرکت نفت انگلیس–ایران.

« اگر یک دولت محافظه‌کار قدرتمند در رأس امور بود، بحران ایران هرگز به این شکل رخ نمیداد».

آنتونی ایدن، وزیر خارجه آتی بریتانیا، در تأیید این موضع افزود:

«هیچ دولت عاقل و دوراندیشی خود را در موقعیتی قرار نمی‌داد که دولت حزب کارگر به آن گرفتار شد ».42

بااینحال، نشریه نیواستیتسمن که به جناح چپ گرایش داشت،43با لحنی تند پاسخ داد و نسبت به پیامدهای احتمالی سیاست‌های جنگ‌طلبانه چرچیل هشدار داد:

«اگر آقای چرچیل در قدرت بود و مطابق سخنان خود، سیاستی تهاجمی در پیش میگرفت، ما منابع، نیروی انسانی و اعتبار خود را در جنگی در هند و به‌طور کلی در آسیا هدر می‌دادیم، جنگی که حتی از نبرد بی‌نتیجه و فاجعه‌بار فرانسه در ویتنام هم ویرانگرتر بود. در این صورت، هند، همچون ویتنام، امروز در دستان دشمنان سرسخت ما قرار داشت؛ و ملی‌گرایی هندی، درست مانند ویتنام، تا به امروز به دامان کمونیسم سقوط کرده بود ».44

«انگشت چه کسی بر ماشه است؟ 45» این سؤالی بود که دیلی میرر مطرح کرد. منشور انتخاباتی حزب کارگر در انتخابات 1951 اعلام کرده بود: «محافظه‌کاران همچنان با ذهنیتی برگرفته از امپریالیسم ویکتوریایی می‌اندیشند».51رهبر حزب کارگر، کلمنت اتلی، حتی پیش از جنگ جهانی دوم، از تعهد این حزب به «کنار گذاشتن امپریالیسم» سخن گفته بود.

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!