۱۹۴۸: دولت کارگر بریتانیا و آغاز چرخهی بحرانِ شرکت نفت انگلیس–ایران.
در این دوره، نفش شرکت نفت ایران و انگلیس (AIOC) در تلاشهای جنگی متفقین بیش از پیش اهمیت یافت. ایران نهتنها به مسیر کلیدی تأمین تجهیزات برای اتحاد شوروی تبدیل شد، بلکه پس از حمله ژاپن به ایالات متحده در 7 دسامبر 1941 و اشغال بخشهای وسعیی از جنوب شرق آسیا، پالایشگاه آبادان به منبع اصلی تولید فرآوردههای نفتی برای پشتیبانی از عملیات جنگی متفقین در هند و منطقه اقیانوس آرام بدل گردید.
در نتیجه، نیروی کار شرکت در استان خوزستان بیش از دو برابر افزایش یافت و از 32.000 نفر به 68.000 نفر رسید. شرکت نفت ایران و انگلیس، با حمایت مرکز تأمین خاورمیانه مستقر در قاهره، مسئولیت تأمین نیازهای اساسی این نیروی انسانی از جمله مسکن، مواد غذایی و سایر مایحتاج را برعهده گرفت. در این دورهف آبادان به یکی از مراکز مهم تعمیرات کشتی تبدیل شد و یک واحد پیشرفته برای تولید بنزین هواپیمایی با اکتان 100 احداث گردید؛ محصولی که نقشی اساسی در تأمین سوخت ناوگان هوایی متفقین، از جمله اتحتد جماهیر شوروی، ایفا کرد. تا سال 1945، تولید نفت ایران به 2 .19 میلیون تن رسید که بهطور چشمگیری از حداکثر تولید پیش از جنگ، یعنی 2 .10 میلیون تن، فراتر رفت و جایگاه ایران را بهعنوان یکی از ارکان اصلی تأمین انرژی متفقین تثبیت کرد.
مداخله جماهیر شوروی در ایران، به شکلی متناقض، منجر به تجدیدنظر مجدد در توافق میان شرکت نفت امگلیس و ایران (AIOC) و دولت ایران شد. محدوده امتیازی این شرکت پنج استان شمالی ایران را شامل نمیشد، بنابراین فضای لازم برای ورود سایر شرکتها جهت کسب امتیازات نفتی فراهم بود. در سال 1943، شرکت شل و دو شرکت آمریکای اقداماتی اولیه برای دریافت امتیاز انجام دادند، اما این تلاشها بینتیجه ماند. با این حال، در نیمه دوم سال 1944، اتحاد جماهیر شوروی با اعمال فشار جدی، درصدد کسب امتیاز نفتی در مناطق شمالی ایران برآمد.
زمانی که این مسئله در دسامبر 1944 به مجلس شورای ملی ایران ارجاع شد، احساسات ملیگرایانه نمایندگان منجر به تصویب لایحهای شد که هرگونه مذاکره برای اعطای امتیازات نفتی به اتباع خارجی را ممنوع میکرد. طراح و ارائه دهنده این لایحه دکتر محمد مصدق بود.
اصرار مستمر شوروی بر کسب امتیاز نفتی در استانهای شمالی ایران با امتناع این کشور از خروج از خاک ایران همراه شد. این در حالی بود که بر اساس توافقات پیشین، شوروی متعهد شده بود ظرف شش ماه پس از جنگ، همزمان با خروج نیروهای بریتانیا از جنوب ایران، نیروهای خود را از کشور خارج کند. با این وجود، شورویاز اجراس اسن تعهد سرباز زد. در این شرایط، تحت حمایت مستقیم شوروی، یک رژیم خودمختار در استان آذربایجان ایران شکل گرفت که عملاً بهعنوان یک جمهوری کمونیستی فعالیت میکرد.
دولن ایران مصمم بود که نیروهای شوروی را از کشور خارج کند و برای تحقق این هدف، حاضر به ارائه برخی امتیازات شد. در تاریخ 4 آوریل 1946، توافقی در تهران به امضاء رسید که به موجب آن، امتیاز استخراج نفت به شرکتی واگذار شد که 51 درصد سهام آن تحت مالکیت دولت شوروی قرار داشت. با این حال، این امتیاز طبق قانون مصوب سال 1944 که به ابتکار دکتر مصدق به تصویب رسیده بود، نیازمند تأیید مجلس شورای ملی بود.


