سقوط دولت حزبکارگر بریتانیا در سال 1951 در بستر بحران ملی شدن شرکت نفت انگلیسی – ایران (Anglo – Iranian)
در جلسه شورای امنیت در تاریخ ۱۵ اکتبر، سر گلادوین جِب بیانیه کوتاهی در توضیح پیشنویس جدید خود ارائه کرد و خواستار شد که:
«مذاکرات هرچه زودتر از سر گرفته شود تا تلاشهای بیشتری برای حل اختلاف بین طرفین بر اساس اصول تدابیر موقت صادره توسط دادگاه بینالمللی انجام گیرد، مگر آنکه ترتیبات متقابلاً توافقشدهای مطابق با هدف و اصول منشور سازمان ملل به عمل آید.» ۳۵
در پاسخ به بیانیه سر جِب، دکتر مصدق گفت:
«خوشحالکننده است که قدرتهای اروپایی به آرزوهای مشروع مردم هند، پاکستان، اندونزی و دیگرانی که برای پیوستن به خانواده ملتها با آزادی و برابری کامل تلاش کردهاند احترام گذاشتهاند… ایران دقیقاً همان حق را مطالبه میکند.» ۳۶
صنعت نفت عملاً هیچ کمکی به رفاه مردم یا به پیشرفت فنی و توسعه صنعتی کشور من نکرده است. شاهد این ادعا این است که پس از پنجاه سال بهرهبرداری توسط یک شرکت خارجی، ما هنوز تکنسینهای ایرانی کافی نداریم و مجبوریم از کارشناسان خارجی استفاده کنیم. ۳۷
ملت ایران مصمم است از این منبع حیاتی که بخشی از میراث ملی آن است، برای ارتقای سطح زندگی مردم استفاده کند و از این طریق سبب پیشبرد صلح شود. ۳۸
با پایان بیانیههای رسمی بریتانیا و ایران، بحثها در شورای امنیت در جلسات بعدی عمدتاً بر دو مسئله متمرکز شد:
۱. تعیین اینکه آیا اختلافی وجود دارد و اگر هست، آیا این اختلاف تهدیدی برای صلح و امنیت بینالمللی است یا اساساً در حیطه صلاحیت داخلی ایران قرار دارد؛


