سقوط دولت حزبکارگر بریتانیا در سال 1951 در بستر بحران ملی شدن شرکت نفت انگلیسی – ایران (Anglo – Iranian)
ریچارد استوکس، لرد پرایوی سیل، پیشنهاداتی ارائه داد که هدف آن «(الف) تولید کارآمد نفت، (ب) برداشت گسترده نفت، و (ج) در دسترس بودن حجم زیادی از نفت برای منافع بریتانیایی که آن را توسعه دادهاند» بود،۱۹ در حالی که ملی شدن نفت ایران و خروج شرکت نفت انگلیس و ایران از ایران را نیز به رسمیت میشناخت. برای مورد (الف) لازم بود که کارکنان فنی بریتانیایی حفظ شوند و سازمان عملیاتی با استاندارد بالا و تحت کنترل عمده بریتانیا ایجاد شود که کارکنان فنی بریتانیایی بتوانند به آن اعتماد کنند.
دولت ایران در بیانیهای اعلام کرد که این پیشنهادات مطابق فرمولی که بر اساس آن مذاکرات آغاز شده بود، نیست و از بحث در مورد این پیشنهادات خودداری کرد. دولت ایران تنها میخواست در مورد موارد زیر گفتوگو داشته باشد:
1. خرید نفت برای تأمین نیازهای خود بریتانیا
2. بررسی میزان جبران خسارت به شرکت نفت انگلیس و ایران
3. استخدام تکنسینهای بریتانیایی توسط شرکت ملی نفت ایران (NIOC) ۲۰
دولت بریتانیا با این سه مورد موافقت نکرد زیرا پذیرش آنها به معنای عمل به مفاد قانون ملی شدن نفت ۱ مه ۱۹۵۱ بود.
دکتر مصدق در مذاکرات خصوصی خود با لرد پرایوی سیل علاقهمندی خود را برای بحثهای بیشتر جهت ایجاد یک سازمان خرید نشان داد، با این حال تأکید کرد که کارکنان بریتانیایی و ایرانی صنعت باید تحت قرارداد مستقیم با شرکت ملی نفت ایران (NIOC) استخدام شوند و بنابراین جایگاهی برای سازمان عملیاتی باقی نماند. مصدق بر اصول خود پایبند بود و میگفت پیشنهاد بریتانیا به معنای این است که «خدمتکار بزرگتر از ارباب باشد». ۲۱
با وجود حمایت هریمن، نماینده رئیسجمهور ترومن، از طرح استوکس، روشن شد که مصدق هیچ یک از این پیشنهادات را نخواهد پذیرفت و بنابراین لرد پرایوی سیل تصمیم گرفت مذاکرات را متوقف کرده و در ۲۳ اوت ۱۹۵۱ به لندن بازگردد. هریمن دو روز بعد ایران را ترک کرد.
دولت بریتانیا، در پی خروج ریچارد استوکس، مذاکرات را به حال تعلیق درآمده تلقی کرد. مصدق در سخنرانی خود در سنا در ۵ سپتامبر اعلام کرد که اگر دولت بریتانیا ظرف دو هفته پاسخی رضایتبخش به پیشنهادات او ندهد، مجوز اقامت کارکنان شرکت نفت انگلیس و ایران در ایران لغو خواهد شد.


