سقوط دولت حزبکارگر بریتانیا در سال 1951 در بستر بحران ملی شدن شرکت نفت انگلیسی – ایران (Anglo – Iranian)
بعدتر، در گفتوگویی با سفیر بریتانیا در تهران، شاه از سر فرانسیس شپرد خواست تا مذاکرات بیشتری با مصدق انجام دهد. این درخواست به این دلیل بود که شاه بیشتر از تغییر دولت، از حضور مصدق در قدرت میترسید. با این حال، سفیر بریتانیا درخواست شاه را نپذیرفت.
در نتیجه، وزیر دربار در ۱۹ سپتامبر نامهای بدون امضا و تاریخ، ظاهراً از طرف مصدق، به سفیر بریتانیا رساند که پیشنهادات جدیدی برای حل بحران ارائه میکرد. این پیشنهادات نسبت به پیشنهادات قبلی مصدق پیشرفتهایی داشتند اما از نظر موضوع بسیار مهم موقعیت کارکنان بریتانیایی کاملاً ناکافی بودند. دولت بریتانیا وقت تلف نکرده و اعلام کرد که این پیشنهادات به عنوان پایهای برای مذاکرات غیرقابل قبول است، زیرا به نظر میرسید هدف اصلی مصدق از ارائه این پیشنهادات اظهار به مجلس است که او در حال مذاکره با دولت بریتانیا است.
بدون اطلاع دولت بریتانیا، در ۲۵ سپتامبر، دولت ایران اعلام کرد که به کارکنان باقیمانده بریتانیایی در آبادان ۷ روز فرصت داده میشود تا ایران را ترک کنند. این اقدام نشانه قطع نهایی ارتباط بریتانیا با نفت ایران بود. اگرچه در ۱ اوت ۱۹۵۱، همانطور که گفته شد، طرح اقدام نظامی لغو شده بود، اما اعلام اخراج کارکنان بریتانیایی توسط دولت ایران دوباره ایده اقدام نظامی را در دولت بریتانیا زنده کرد.
دولت بریتانیا، با نگرانی نسبت به چشمانداز انتخابات عمومی پیشرو، به بررسی اقدام نظامی پرداخت.
هربرت موریسون، وزیر امور خارجه بریتانیا، همچنان جذب استفاده از نیرو برای حفاظت از منافع بریتانیا بود. در ۲۷ سپتامبر ۱۹۵۱، کابینه بریتانیا تشکیل جلسه داد. وزیر امور خارجه یک استدلال قوی ارائه کرد. موریسون به همکاران کابینه خود گفت:
«دولت بریتانیا در برابر تحریکات فراوان، با عقلانیت فراوان عمل کرده است. اگر اجازه دهند باقیمانده کارکنان بریتانیایی اخراج شوند، پیامدهایی در سراسر جهان به دنبال خواهد داشت.»
موریسون در ذهن خود امکان قرار گرفتن کانال سوئز تحت کنترل مصر و حقوق قانونی بریتانیا در سایر نقاط جهان را در نظر داشت. او کاملاً از مشکلات بینالمللی که بریتانیا در سازمان ملل و جاهای دیگر با آن مواجه خواهد شد، آگاه بود، اما بهشدت میخواست از هر وسیلهای که وجود داشت استفاده کند تا کارکنان بریتانیایی در آبادان اخراج نشوند. ۲۵
نیروی ضربتی نظامی بریتانیا آماده بود تا جزیره آبادان، محل بزرگترین پالایشگاه نفت جهان، را تصرف کند. واحدهای ارتش، نیروی دریایی و نیروی هوایی بریتانیا در شرق مدیترانه و خلیج فارس مستقر شدند. وقتی ایرانیها با اشاره به برنامه ملیسازی نفت در دولت کارگر بریتانیا اعتراض کردند و خاطرنشان کردند که ایران نیز حق دارد صنایع خود را ملی کند، مشروط بر اینکه به مالکین غرامت بدهد، روزنامه گاردین پاسخ داد که: «این مورد کاملاً متفاوت است، زیرا مربوط به داراییهای بریتانیایی است که با توافقنامه بینالمللی به دست آمده است.» ۲۶


