سقوط دولت حزبکارگر بریتانیا در سال 1951 در بستر بحران ملی شدن شرکت نفت انگلیسی – ایران (Anglo – Iranian)
نظم نوین جهانی شکل گرفته بود؛ تأسیس سازمان ملل متحد، ضرورت پرهیز از ایجاد تنش با ایلات متحده، و احتراز از ایجاد بهانهای برای مداخله شوروی، همگی دامنه گزینههای سیاست خارجی بریتانیا را بهشدت محدود کرده بودند. در نیمه دوم سال 1951، اقتصاد بریتانیا تحت فشار شدیدی قرار داشت و ملی سازی شرکت نفت ایران و انگلیس این بحران را تشدید کرد. لندن بیش از آنکه از صادرات خود درآمد کسب کند، برای واردات کالا (بهویژه از کشورهایی که مبادلاتشان به دلار انجام میشد) هزینه میکرد.
همزمان، برنامه تسلیحاتی مجدد بریتانیا نیز در حال اجرا بئد. در اوت 1951، هیو گیتسکل، وزیر دارایی بریتانیا، کسری بودجهای معادل 1200 میلیون دلار را پیشبینی کرد _ رقمی بیسابقه در آن دوران. اکنون، بریتانیا نهتنها با یک بحران ژئوپلیتیکی روبهرو بود، بلکه ناچار یبود در کوتاهمدت منابع جیگزینی برای نفت ایران بیابد، که با هزینههای بالاتر، فشار اقتصادی مضاعفی بر این کشور تحمیل میکرد.
به نظر میرسید که تنها یک راهحل باقی مانده است. هیو گیتسکل عازم واشنگتن شد تا حمایت ایالات متحده را جلب کنذ. هزینهی چالش با مخالفتهای رئیس جمهور ترومن در برابر اقدام نظامی در ایران اکنون به حدی سنگین شده بود که بریتانیا دیگر فادر به تحمل آن نبود. 8
آتلی تحت فشار شدید حزب محافظهکار و همچنین برخی از اعضای دولت خود، از جمله هربرت موریسون و امانوئل شینول ،وزیر دفاع وقت، قرار داشت تا رویکردی قاطعتر اتخاذ کند. در این میان، چرچیل به آتلی گوشزد کرد که هرگز باور نداشت بتوان میدانهای نفتی ایران را با نیروی نظامی حفظ کرد، اما جزیره آبادان را موضوعی کاملاً متفاوت میدانست. 9
اگرچه همانطور که گفته شد، مذاکره برای حل اختلاف بهعنوان گزینه اصلی مورد علاقه بریتانیا بود، با این حال گزینه نظامی همچنان در پسزمینه حفظ شده بود. یک سند توسط موريسون در تاریخ ۲۰ ژوئیه ۱۹۵۱ به کابینه ارائه شد که توضیح میداد رؤسای ستاد معتقد بودند آبادان میتواند در کوتاهمدت تصرف و در برابر مقاومت ایران حفظ شود. طرحی با نام رمز میجت (MIDGET) شکل گرفت که بعداً با نام رمز باکنیِر (BUCCANEER) جایگزین شد، زیرا در مراحل اولیه برنامهریزی، میجت شانس کمی برای موفقیت داشت. با این حال باکنیِر بهعنوان طرحی با احتمال موفقیت بالا در نظر گرفته شد و میتوانست جزیره آبادان را برای مدت طولانی نگه دارد. رؤسای ستاد در وضعیت سختی بودند. در تاریخ ۱۷ ژوئیه ۱۹۵۱، فیلد مارشال اسلیم، رئیس ستاد کل ارتش (CIGS)، بر ضرورت حفظ کنترل نظامی بر آبادان تا حد امکان تأکید کرد. جایگزین آن، از دست دادن عظیم پرستیژ بریتانیا بود که به نفع روسها تمام میشد. لرد فریزر، دریاسالار اول، بهصراحت تمایل خود به اقدام نظامی را ابراز کرد.
هدف نهایی سیاست بریتانیا در اختلاف میان دولت ایران و شرکت نفت انگلیس و ایران (AIOC) عبارت بود از:
۱. تضمین اینکه ایران غیرکمونیست باقی بماند؛
۲. حفظ جریان نفت تحت کنترل یک شرکت بریتانیایی؛
۳. محافظت از تراز پرداختهای بریتانیا؛


