سقوط دولت حزبکارگر بریتانیا در سال 1951 در بستر بحران ملی شدن شرکت نفت انگلیسی – ایران (Anglo – Iranian)
پس از ترور نخستوزیر ایران، رزمآرا (رزمآرا در برابر کمیسیون نفت که به ریاست دکتر مصدق بود حاضر شد و گزارشی از کارشناسان فنی، مالی و حقوقی ایران علیه ملی شدن شرکت نفت انگلیس و ایران ارائه داد. این مخالفت با ملی شدن شرکت، چند روز بعد منجر به ترور وی شد)، در ۷ مارس، کمیسیون نفت بدون اتلاف وقت قطعنامه خود را تصویب کرد که «پیشنهاد ملی شدن نفت در سراسر ایران پذیرفته شود» و درخواست تمدید مدت مأموریت کمیسیون برای دو ماه دیگر جهت بررسی اصل ملی شدن را داد. مجلس موافقت کرد این قطعنامه را به عنوان موضوعی با «دو برابر فوریت» بررسی کند و این قطعنامه تا ۲۰ مارس توسط هر دو مجلس تصویب شد. ۱۳
علاوه بر این، هریمن میخواست به بریتانیاییها اطمینان دهد که ایران بر اجرای قانون ملی شدن نفت مورخ ۱ مه اصرار نخواهد داشت. (در ۱ مه این قانون تصویب شد و در ۲ مه، شرکت نفت انگلیس و ایران ملی اعلام گردید).
در ۲۶ آوریل، یعنی در کمتر از دو ماه، دکتر مصدق، رئیس کمیسیون نفت، ناگهان جلسهای برگزار کرد و قصد خود را برای فشار بر تصمیمگیری درباره مسئله ملی شدن اعلام کرد. روز بعد، کمیسیون متن قطعنامهای را تصویب کرد که اجرای «تصمیم خانههای مجلس برای ملی شدن نفت در سراسر کشور» را مقرر میکرد و در ۹ ماده روش اجرای آن را تعیین میکرد. بار دیگر این قطعنامه (که به «قانون ۹ مادهای» معروف شد) با شتاب از مجلس عبور کرد و تا ۳۰ آوریل توسط هر دو مجلس تصویب شد. شاه این قانون را در ۲ مه ابلاغ کرد. ۱۴
وقتی دولت بریتانیا تضمینهای کافی را دریافت کرد، با توافق هریمن یادداشتی برای دولت ایران ارسال نمود. این یادداشت، اساس پیشنهادی که در ۲۴ ژوئیه توسط هریمن به دکتر مصدق ارائه شده بود را پذیرفت، همانطور که قبلاً توضیح داده شد. همچنین در آن اشاره شد که «مذاکرات نمیتواند به شکل رضایتبخش انجام شود مگر اینکه جو موجود بهبود یابد.» ۱۵ علاوه بر این، دولت بریتانیا و همچنین شرکت نفت انگلیس و ایران در یادداشت خود «اصل ملی شدن صنعت نفت در ایران» را به رسمیت شناختند. ۱۶ در پاسخ، دولت ایران نیز «لزوم ایجاد بهترین جو ممکن به نفع موفقیت مذاکرات» را پذیرفت. ۱۷
در نتیجه، یک هیئت رسمی بریتانیایی به ریاست ریچارد استوکس، لرد پرایوی سیل و وزیر مواد در تاریخ ۳ اوت ۱۹۵۱ به ایران اعزام شد.
هریمن مقدمات حضور لرد پرایوی سیل را فراهم کرد.
ریچارد استوکس یک بازرگان ثروتمند بود که شرکت صنعتی خانوادگی او، Ransome and Rapier، روابط گسترده و دیرینهای با خاورمیانه داشت. در دهه ۱۹۳۰، او پیشنهاد داده بود که کارهای تسلیحاتی شرکتش با قیمت تمام شده انجام شود. در شرایط انگلستان پس از جنگ، او احتمالاً یکی از معدود سیاستمداران حزب کارگر بود که با ایده آمریکایی «میلیونر» مطابقت داشت. در محافل حزب کارگر، او به عنوان فردی نسبتاً متخصص در منطقه شناخته میشد. ۱۸
همراه استوکس، سر دونالد فرگوسن، دبیر دائم وزارت سوخت و قدرت، یک مقام خزانهداری، مشاور فنی در امور نفت و یک کارمند از بخش روابط اقتصادی وزارت امور خارجه حضور داشتند. شپرد، سفیر بریتانیا در ایران نیز به گروه پیوست و در تهران مشاور سفارت بریتانیا و یک کارشناس امور ایران به جمع آنان اضافه شد. پنج نماینده از شرکت نفت انگلیس و ایران نیز با آنان سفر کردند، اما در میز مذاکرات حضور نداشتند.


